افسردگی خندان

 

اگر ظاهر و چهره بیرونی زندگی ما خیلی خوب پیش میرود؛ کار، تحصیل، فعالیت، ارتباطات و… طبق روال پیش میرود؛ خلاصه همه چیز بر وفق مراد است اما اوضاعِ درون ما کاملاً برعکس بیرون است و ما از درون بسیار حس گرانباری و سنگینی میکنیم؛ احساس رخوت و کسلی داریم؛ حس سبکبالی نداریم و روح و روان ما، در حال فرسایش و فرسودن است؛ پس ما احتمالاً دچار افسردگی خندان شده ­ایم. اگر در کودکی نیاز به محبت، امنیت و تأیید را به میزان کافی دریافت نکرده باشیم در بزرگسالی، حس ارزشمندی نخواهیم داشت. با تمام دستاوردهای خودمان، ما احساس بی­ کفایتی و بیهودگی و سرگردانی خواهیم کرد. در این حالت ما تبدیل به یک افسرده شاد شده­ ایم.

چه کنیم؟

باید توجه داشته باشیم که میان آنچه در گذشته برای ما اتفاق افتاده و آنچه که الان هستیم تفاوت وجود دارد. باید بدانیم که در کودکی خودمان را سانسور کردیم، خودمان را تحریف کردیم چون در کودکی نمیتوانستیم از خودمان دفاع کنیم. اما حالا وضع فرق میکند، ما الان میتوانیم انتخاب کنیم، ما قدرت یک بزرگسال بالغ را داریم، باید از این قدرت برای بهبود زندگیمان استفاده کنیم و تا ابد اسیر آنچه که در کودکی بر ما رفته است نشویم. باید باور کنیم ما آنچه که بر ما گذشته است نیستیم، ما آنچه که اکنون انتخاب میکنیم، هستیم.

 

“دکتر منوچهر خادمی ، معنادرمانگر”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *