دو نوع دلیل

ابن سینا سخنی گفته است که در بین فلاسفه و حکما خیلی مشهور است، او میگوید:

ما فرزندان دلیل هستیم.

بطورکلی دو نوع دلیلِ ایستا و پویا وجود دارد و ما با دلایلی که برای زندگی داریم؛ به زیستن ادامه میدهیم. مثلا:

به فلان دلیل افسرده و پژمرده شدم.

به فلان دلیل از افسردگی و پژمردگی درآمدم.

به فلان دلیل سیگاری شدم.

به فلان دلیل لب به سیگار نزدم.

به فلان دلیل سیگار را ترک کردم.

به فلان دلیل رابطه عاطفیم نابود شد.

به فلان دلیل رابطه عاطفیم را بازسازی کردم.

به فلان دلیل شغلم را از دست دادم.

به فلان دلیل دوباره از صفر، کار جدیدی را شروع کردم.

به فلان دلیل بعد از مرگ عزیزم، دیگر نتوانستم به زندگی ادامه بدهم.

به فلان دلیل بعد از مرگ عزیزم، دوباره به زندگی برگشتم و ادامه دادم.

به فلان دلیل پذیرفتم که زندگی را نمیشود تغییر داد و همینی هست که هست.

به فلان دلیل پذیرفتم که تسلیم نشوم و زندگیم را تغییر بدهم.

به فلان دلیل تصمیم گرفتم که بر مزار غصه ­هایم بنشینم تا بمیرم.

به فلان دلیل تصمیم گرفتم که تا زنده ­ام، زندگی کنم و نمیرم.

به فلان دلیل هرچیزی را، میبینم و میشنوم و میگویم.

به فلان دلیل هرچیزی را، نمی­ بینم و نمی­ شنوم و نمی­ گویم.

به فلان دلیل فهمیدم که زندگی پوچ و بی ارزش است.

به فلان دلیل فهمیدم زندگی یک موهبت است که به من داده شده و باید نهایت استفاده را از آن ببرم.

به فلان دلیل روح و روانم زخمی شد و من در رنج ­های زندگی غرق شدم.

به فلان دلیل زخم­ های روحم را شفا دادم و فهمیدم که رنج ­ها، حرف ­های جذابی برای گفتن به من دارند.

به فلان دلیل در یک فصل از زندگیم فریز و قفل شدم.

به فلان دلیل فهمیدم زندگی هم مثل طبیعت یک فصل ندارد، پس تصمیم گرفتم فصل زندگیم را عوض کنم.

به فلان دلیل تسلیم ترس و وحشت ­های خودم شدم.

به فلان دلیل تصمیم گرفتم به ترس­ های خودم حمله­ ور شوم و از آنها عبور کنم.

به فلان دلیل مدام دنبال جَو و جَوزدگی هستم که اجتماع و اکثریت ایجاد میکنند.

به فلان دلیل تصمیم گرفتم که مسیر منحصربفرد خودم را در زندگی بروم و بتوانم فردیت اصیل خودم را زندگی کنم.

پس نگاه کنید که چه نوع دلیلی را انتخاب میکنید و همان دلیل را زندگی میکنید.

 

"دکتر منوچهر خادمی ، معنادرمانگر"

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *