عشق سیاه و عشق سفید

 

در یک تقسیم ­بندی، دو نوع عشق وجود دارد:

یک نوع عشقی است که طبق آن؛ ما علاقه شدیدی داریم که دیگری را تملک کنیم و صاحب آن شویم، کاملاً بر او مسلط باشیم. او باید به هر شکلی که ما میخواهیم دربیاید. باید عین خمیر بازی در دستان ما باشد تا ثابت کند ما را دوست دارد. ما همچون زندانبان و او زندانی؛ اگر غیر از این بود دیگر عشق نیست. عشقِ سیاهی که هیچ انعطافی در آن دیده نمیشود، عشقی که بوی خودخواهی میدهد.

نوع دیگر عشق به نحوی است که اجازه میدهد هر چیز همانی باشد که هست. چیزی را تغییر نمیدهد. ما میپذیریم که او منحصربفرد و یگانه است، پس لزومی ندارد به شکلی درآید که من میخواهم. عشق بدون قید و شرط. عشق سفید. عشق خالق به مخلوق. خداوند شما را همینطور که هستید میپذیرد. او شما را بدون قید و شرط میخواهد و اجازه میدهد شما همان چیزی بشوید که میخواهید حتی اگر معتاد، بدبخت و فلاکت زده شوید یا یک قدیس، همسری خوب، تاجری ثروتمند و …  او میخواهد هر آنچه که شما بخواهید.

نکته: در روابط عاشقانه انسانی نوع دوم (یعنی عشق سفید)؛ عشق را تا زمانی ادامه میدهیم که منجر به سوءاستفاده، تخریب شخصیت، تقویت حس بی­ ارزشی ما و… از سوی طرف مقابل نشود و الا شریک عاطفی خودمان را طرد و رابطه را ترک خواهیم کرد اما خداوند هرگز ما را ترک نخواهد کرد. عاشقانه خالق و مخلوق با عاشقانه ما انسان­ها تفاوت زیادی دارد.

 

“دکتر منوچهر خادمی ، معنادرمانگر”

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *