یادِ رویَت

 

در علم منطق، بخشی وجود دارد به اسم دلالت و انواع آن. یک نوع از انواع دلالت، دلالت التزامی است. نمیخواهم درس منطق بدهم! خلاصه اینکه دلالت التزامی میگوید وقتی چیزی را نام میبریم، آنوقت یاد چه چیزی میفتیم!؟

مثلاً وقتی اسم شیر در جنگل را میبریم، یاد شجاعت میفتیم یا شاید درندگی!

لفظ باران ما را یاد طراوت و مهربانی می­ اندازد یا شاید ترافیک و سیلاب در معابر!

لفظ مادر یا پدر، چه چیزی را یاد ما می ­اندازد!؟

مثلاً عده کمی را دیدم که وقتی اسم مدرسه می ­آید، یادِ خوبی­ ها و خوشی­ های آن دوران کنند! لفظ سیاست، تاریخ، موبایل، فوتبال، آفتاب، زندگی و…. هر چیزی؛ فرقی نمیکند، وقتی اسمش را میبریم یاد چه چیزی میفتیم!؟

یاد شعری از مرحوم حسین پناهی افتادم:

“ميزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای ياد

يادی برای سنگ

اين بود زندگی؟”

بعد از مرگ، تنها چیزی که تا ابد از ما اینجا خواهد ماند، یادِ ماست! هر چیز دیگری امکان دارد که نیست و نابود شود جز یاد و نام! هر چقدر هم کم رنگ بشود اما میماند! به خودم میگویم که وقتی دیگر نیستی؛ دیگران با یاد کردن نام تو، یاد چه چیزی میفتند!؟ دلالت التزامیِ نامِ منوچهر خادمی چه خواهد بود!؟

“دکتر منوچهر خادمی ، معنادرمانگر”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *