یتیــم و عقده مادر

 

قبل از تولد، زمانی که در رحم مادر نازنینمان هستیم، در امنیت مطلق قرار داریم. مادر از ما محافظت میکند. حتی لازم نیست دهانمان را برای خوردن و آشامیدن باز کنیم (از بند ناف تغذیه میکنیم) همه چیز تأمین میشود و ما لازم نیست تلاشی بکنیم.

اما بعد از اینکه رحم گرم و نرم مادرجان را ترک کردیم، چه اتفاقی میفتد؟

آرام آرام متوجه مفهومی بنام استقلال (پذیرفتن مسئولیت زندگی خودمان) میشویم. یعنی بدون اینکه به کسی وابسته باشیم بتوانیم نیازهای خودمان را تأمین کنیم. نکته اینجاست که همه افراد، این مساله را متوجه نمیشوند و در مرحله یتیمی میمانند و دچار عقده مادر میشوند.

یعنی مدام حس میکنند که یک نفر غیر از خودشان باید زندگیشان را نجات بدهد و برای آنها کاری بکند (یادآوری رحم مادر). اینجور آدم­ها مدام غُر میزنند، گله و شکایت دارند و از زمین و زمان شاکی هستند. اما یک قدم هم برای حل مشکل بر نمیدارند. اگر هم قدمی بردارند، ناخودآگاه کاری میکنند که مشکل حل نشود تا باز بگویند دیدی نشد؟ دیدی؟

یادم میاد یکی از مراجعینم که پسر جوانی هم بود در مورد مساله ­ای که در اولین خواستگاری برای او پیش آمده بود، پیش من آمد و میگفت دکتر دیگر نمیدانم چکار کنم؟ از خدا خواستم که ظهور امام زمان زودتر اتفاق بیفتد تا مشکل من هم حل بشود!

بنظرم اگر تصمیم گرفتید که دیگر فرافکنی نکنید و مسئولیت زندگیتان را به عهده بگیرید و متعهد بشوید که تغییرش بدهید، شما وارد مرحله بلوغ روحی و روانی شدید و از مرحله یتیمی عبور کردید.

“دکتر منوچهر خادمی ، معنادرمانگر”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *