رهــــا کردن

 

ما تصور میکنیم که باید همه زندگی را کنترل کنیم! همه چیز باید تحت مدیریت و تسلط ما باشد! اگر نتوانیم بخشی از زندگیمان را کنترل کنیم، دچار دلهره و هراس میشویم! یعنی چه اتفاقی خواهد افتاد!؟ ما احساس ضعف و حقارت خواهیم کرد که چرا نتوانستم فلان اتفاق و رویداد را کنترل کنم! همسرمان را مدام چک میکنیم! فرزندمان را همیشه زیر نظر داریم! اگر خودمان لحظه ­ای کاری غیر قابل پیش ­بینی انجام دهیم، از خودمان شاکی میشویم!

اما باید این را بدانیم که همیشه زندگی تحت کنترل ما نخواهد بود! زندگی؛ سیال ­تر، روان­ تر و پر جوش و خروش ­تر از این حرف ها است که بشود همه جزئیات آن را تحت کنترل درآورد! به خوابیدن فکر کنید! آیا ما به زور و اجبار و فشار میخوابیم یا وقتی خودمان را رها میکنیم، خودبخود خوابمان میبرد!؟ (البته عده ­ای که با قرص و دارو به خواب میروند، استثناء هستند!) ما برای هضم غذا تلاشی نمیکنیم! غذا خودش هضم میشود! در بدن ما اعضایی هستند که مسئول این کار هستند. ما به زور نفس نمیکشیم! تنفس خودبخود انجام میشود و خیلی خوب هم انجام میشود! یکبار سعی کنید که با تلاش و مدیریت خودتان دم و بازدم داشته باشید، چه اتفاقی میفتد؟ آیا ما سعی میکنیم که ببینیم یا به محض اینکه پلک ­هایمان را باز میکنیم، شروع به دیدن میکنیم!؟ و خیلی مثال ­های دیگر…

همیشه در طول زندگی، اوقاتی پیش می­ آید که ما نمیتوانیم همه جزئیاتِ آنچه که در حال رخ دادن است را کنترل کنیم، در این هنگام وظیفه ما، رها کردن است! با رها کردن اعلام میکنیم که خودمان، قدرت مطلق نیستیم بلکه جزئی از این جهان عظیم و نامتناهی هستیم که نیرویی فراتر از ما هم در اداره آن، دخل و تصرف دارد. ما با رها کردن، به آن نیرو احترام میگذاریم و اعتماد میکنیم و انجام کارها را با ایمان کامل به او میسپاریم.

دکتر منوچهر خادمی ، معنادرمانگر

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *